..باور میکنی چقدر گره خورده ام ؟
نمیتونم اسمت رو نیارم با اینکه اصلا نمیفهمم..به نام تو که خدا میخوانیمت..
کاش میشد به جای نوشتن و گفتن ..تنها اینجا سوت بزنم اهنگ پاپیون را ...
بیا فرار کنیم فکر کنم خیلی خوب است من فکر میکنم که فرار خیلی خوب است ...
مهربان نیستم ..تنها درگیر میشوم و اسم این درگیر شدنها را میگذارم مهربانی ..احساس!
میخواستم پرنده شوم سرکشی کنم
مرغی شدم به کنج فقس خسته و اسیر ..

