به نام خدایی که میگن بهم رحم کرد ...
قلبم میزنه اما به طرز غریبانه ای مردم ...
و هنوز هم دارم مدام میمیرم ...
![]()
|
شنبه سی ام دی 1385به نام خدایی که میگن بهم رحم کرد ...
قلبم میزنه اما به طرز غریبانه ای مردم ... و هنوز هم دارم مدام میمیرم ... چهارشنبه سیزدهم دی 1385سه شنبه پنجم دی 1385به نام خدای ماهی که یه شب میاد.... دلم نیومد که نگم ...دلم نیومد چه ماه قشنگی افتاده تو پنجره ی من .. .... دیشب حس کردم چقدر کاپشنم مهربونه ..کاپشن پفی من ...بغلش کردم تکون نخورد ..هیچ حرکتی نکرد..همه چی دسته من بود ..اون فقط مهربون بود . .فکر کنم خوابم برد ... خوابم برد جمعه یکم دی 1385
|